خرید بک لینک
در کمال غرور به رئیسم گفتم: "شنبه صبح پروژه بعدی رو تحویل می دم." و خب برنامه همین بود. با خودم فکر کردم با سرعتی که الان دارم پیش می رم حتما تا جمعه غروب کارش تموم شده. مشکل اینجاست که رئیسم تماس نگرفته بود تا درباره پروژه روی دستم و زمان تحویلش بپرسه بلکه می خواست یه کار دیگه بهم واگذار کنه و با ناامیدی خاصی بهم که سوال هایی که دفعه قبل براشون طراحی کردم "خوب" بوده ولی "خلاقیتی" درشون وجود نداشته. این کلمه خلاقیت بار سنگینی رو بهم القا می کنه. چون بارها توی پروسه استخدام این لغت رو در حالی که مستقیم توی چشام نگاه می کرده بهم تحویل داده و یادم آورده که من فقط به دلیل همین کلمه انتزاعی استخدام شدم. یه سری نمونه سوالات هم به عنوان نمونه برام ارسال شد تا بفهمم خلاقیت در طراحی سوال چی هست. با نگاه کردن به سوال ها هیچ تفاوتی بین سوال های خودم و اون سوال ها ندیدم. و این نشان دهنده اینه که استادم نباید توی درس آزمون سازی زبان بهم نمره نوزده می داد و بر چه منطقی من نمره به این خوبی گرفتم، با عقل جور در نمیاد. فارغ از اینکه در حالی که هنوز کتاب درس آزمون سازی از توی آذر که پاسش کردم تا خود امروز روی میز تحریرم مونده. من کل اون کتاب رو خوندم ولی الان حتی یک کلمه هم ازش یادم نمیاد. و هیچ وقت تصور نمی کردم واقعا مجبور باشم بعد از فارغ التحصیلی از اطلاعاتی که توی اون درس بود استفاده کنم.رئیسم بهم گفت انتظار داره که دو تا پروژه تا صبح شنبه تحویل موسسه بشن. دقیقا یک ساعت بعد از تماس رئیسم دردهای پی ام اس گریبانگیرم شد. با ضعف و کمردرد خیره شدم به سوالات خودم و سوالات نمونه و نمی تونم تفاوت  وجود و عدم خلاقیت درشون رو پیدا کنم. دو روز باقی مونده. دو تا کار سنگین باید با هم تحویل داده ب

برچسب: نویسنده: امیر موسوی‌پور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 17:21

صفحه بندی